۲۰ مطلب با موضوع «هدف» ثبت شده است

آیا به اندازه کافی مرغ دارید؟

آیا به اندازه کافی مرغ دارید؟

دهقانی در مزرعه‌اش یک مرغدانی بزرگ داشت. چند روز بود که تعدادی از مرغ‌های او می‌مردند. نمی‌دانست چه باید بکند، برای همین از همسایه‌اش مشورت خواست.

همسایه پرسید: «چه غذایی به مرغ‌ها می‌دهی؟»

دهقان گفت: «جوی دوسر.»

همسایه گفت: «نه، جوی دوسر خوب نیست. باید به آنها گندم بدهی.»

دو روز بعد که این دو در بازار به هم برخورد کردند، دهقان گفت: «اوضاع که بهتر نشده هیچ، در این چند روز بیست مرغ دیگر هم از بین رفته‌اند.»

مرد همسایه پرسید: «چه آبی به مرغ‌ها می‌دهی؟»

دهقان گفت: «مگر فرقی هم می‌کند؟ من به مرغ‌ها آب چاه می‌دهم.»

همسایه دهقان گفت: «همه آب‌ها یکی نیستند، اگر مرغ‌های تو بیمار شده‌اند باید آب جوشیده به آنها بدهی.»

چهار روز بعد دهقان پیش همسایه رفت و با ناراحتی گفت: «هیچ یک از پیشنهادات تو اثری نداشت. از چهار روز پیش آب جوشیده به مرغ‌ها می‌دهم، اما باز هم پنجاه مرغ از بین رفته‌اند.»

همسایه در حالی که فکر می‌کرد سرش را تکان داد و گفت: «دوست عزیز، خیلی بد شد. من از این پیشنهادهای خوب زیاد دارم، اما آیا تو هم به اندازه کافی مرغ داری؟!»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

داستانی آموزنده

🎻🌼داستانی آموزنده 🌼

در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست...

ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.

او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود،

اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذاردو برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.

صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.

قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله سراغ دامداری

می رود و بدهی خود را به او می پردازد.

دامدار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام که از او برای گوسفندانش یونجه و جو خریدکرده میدهد.

یونجه فروش برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به شهرداری میبرد و بابت ساخت و سازی که انجام داده مالیاتش را به شهرداری میپردازد...

حسابدار شهرداری اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا شهرداری به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه چند کارمند و بازرس از پایتخت به شهرداری این شهر آمده بودند یکشب در این هتل اقامت کرده بودند 

حالا دوباره هتل دار اسکناس را روی پیشخوان خود دارد.....

در این هنگام توریسته ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد

و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.

در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است.

ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و ...

این است تعریف ساده اقتصاد ...

💡💡💡

راکد گذاشتن پول در گاوصندوقهای شخصی و حتی سپرده گذاری در بانک، برای حصول سودی ناچیز و همچنین خرج کردن سرمایه در خارج از کشور،باعث ایجاد اقتصادی ضعیف و شکننده شده و حداقل پیامد آن تورم و افزایش فقردر آن کشور می باشد...🍀کافی بود در چرخه بالا یکی وسوسه میشد و طمع میکرد وقرضش را نمیداد . کاملا پیداست که چه اتفاقی می افتاد.!!!!!🍀

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

جرات اصلاح

👈 جرات اصلاح 👉


فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.

استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم. 


 شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .

استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""

 غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:

 "" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ""


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

تغییر

ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺣﺸﺮﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺮﮐﻪ، ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ

ﻣﺪﺕ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ

ﺍﺳﺎﺱ ﻧﺪﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﻗﻪ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺮﺩ، ﻫﻤﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ

ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺣﺸﺮﻩ ﺍﯼ

ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺸﺮﻩ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺁﺏ ﺭﺳﯿﺪ ﻧﻮﺭ

ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻣﻘﯽ

ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮒ ﺁﻥ ﮔﯿﺎﻩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ

ﺳﻨﺠﺎﻗﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﺣﺲ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺑﺎﻻ ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺑﻮﺩ . ﺳﻨﺠﺎﻗﮏ

ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺑﺮﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻟﺬﺗﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺤﺼﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﺒﻮﺩ . ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺑﻪ

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﺁﻥ ﺳﺎﻗﻪ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻣﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯽ

ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﺏ ﺷﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ .

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻓﻌﻠﯽ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻄﻤﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺧﺎﺭﺝ

ﺍﺯ ﭘﯿﻠﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﻏﻢ ﻭ ﺗﺮﺱ، ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﻤﺎﻝ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ !

ﭘﺲ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺑﮑﺶ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

استراتژی گربه


یک نکته مهم بازاریابی


استراتژی گربه:

.

فرض کنید در محله شما دویست خانه وجود دارد ، و محله شما قلمرو زندگی پنج گربه است.


فرض کنید که شما یک جوجه کوچولو برای فرزندتان خریده اید و آن جوجه را در حیاط رها می کنید.


برای چند دقیقه وارد ساختمان می شوید و چشم از جوجه بر میدارید!


احتمالا هنگام بازگشت به حیاط اثری از جوجه نخواهید یافت و جوجه بیچاره توسط یکی از گربه های محل ربوده شده و نوش جان خواهد شد.


جالب اینجاست که اگر در هریک از خانه های محل هم در نگهبانی از جوجه ها کوتاهی شود ، ظرف چند دقیقه سرنوشت جوجه همان است که بود!


در حقیقت و به عبارت ساده تر گربه های محل، همواره تمامی قلمرو خود را بصورت تمام وقت رصد می کنند و هیچ تغییر مرتبط با حوزه فعالیت آنها از چشمان تیزبین گربه ها مخفی نخواهد ماند.

یعنی گربه ها طی یک برنامه منظم و مدون همواره ما را زیر نظر دارند و خیلی اوقات که ما تصورش را هم نمی کنیم ساکت و آرام از لای شاخ و برگ گیاهان یا روی دیوار نظاره گر ما هستند.


استراتژی گربه ها ، حضور دائم است و شاید این استراتژی یکی از دلایل بقای این پلنگ های خانگی است.


بی تردید الگوی استراتژی گربه می تواند در مارکتینگ هم مورد توجه قرار گیرد.


گربه ها به دلیل اینکه در یک خانه هیچ وقت جوجه ای را ندیده اند ، آن خانه را از لیست بازبینی خود حذف نمی کنند ، برای آنها هر خانه در هر زمان یک شکارگاه بالقوه است و در روز چندین و چند بار به آنجا سر می زنند .


ترجمه این عمل گربه ها در زبان بازاریابی یعنی :

هر شخص حقیقی یا حقوقی می تواند همواره برای شما امکان ایجاد یک بازار جدید را فراهم کند.


پس به دلیل اینکه مدتی است از شما خرید نکرده است او را از لیست مشتریان خود حذف نکنید و ارتباط خود را با او حفظ کنید.

 از این پس وقتی چشمتان به چشمان گربه محله افتاد ، به چشمان او خیره شوید ، حتما متوجه برق شیطنتی که در چشمان اوست خواهید شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

نظریه پنجره شکسته


🔴 نظریه پنجره شکسته:


ساختمان خالی از سکنه‌ای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه‌ یکی از پنجره‌هایش شکسته است تصور کنید. مشاهده‌های علمی نشان می‌دهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان می‌گیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد. 

پس شیطنت شروع می‌شود و پنجره‌های سالم ساختمان مورد هدف قرار می‌گیرند و ساختمان تغییر شکل می‌دهد و البته ادامه این روند می‌تواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بی‌صاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بوده‌ایم.

توصیف فوق، خلاصه‌ای است از یک نظریه جرم شناسی به نام «پنجره شکسته». 

نظریه‌ای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرم‌خیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب می‌آمد سر و سامان بدهد. 

شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگن‌های مترو پرداخت و دستور داد تا واگن‌هایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و... آسیب می‌بینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگ‌آمیزی و تعمیر‌شده

به خط برگردند.

در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت:

حواسمان به همه چیز هست و هیچ خلافی رو تحمل نمیکنیم واین چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .

اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی، تربیت کودک و تجارت و کسب و کار،کارایی دارد.

پنجرههای شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.

پنجره های شکسته کار و زندگی ما کجاها هستند؟

تا حالا بهش فکر کردین؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

شروع


هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند 
اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

قره قوروت ترش

10 ثانیه ، فقط 10 ثانیه تصور کنید دارید « قره قوروت ترش» میخورید ،ببینید دهنتون بزاق ترشح میکنه

این مثال را زدم که بگم چطور با 10 ثانیه فکر کردن به قره قوروت ترش اینقدر بدن ما واکنش میده 

اونوقت مقایسه کنید که وقتی شما 10 دقیقه ،10 ساعت، 10 روز یا 10 سال به اتفاقات و مسائل منفی تمرکز میکنید یا ساعتها عصبانی هستید یا استرس و اضطراب یا کینه در ذهنتون دارید چه تاثیرات ویرانگری روی سیستم جسمی و روحی شما میذاره . 

برعکسش هم همینطوره که شما اگر 10 ثانیه و 10 دقیقه 10 روز 10 سال به مسایل مثبت و خوب فکر کنید جسم و روح شما واکنش های مثبتی نشون میدن و سرشار از انرژی میشید

مثال قره قوروت یادت باشه

تاافکار منفی اومد تو سرت بدون که اگه تا 20 ثانیه ادامه شون بدی

 دیگه داری تیشه به ریشه زندگیت میزنی .

خیلی خوبه که دائما از خودمون بپرسیم٫

انرژی بخش ترین فکری که باید بکنیم چیه؟؟

انرژی بخش ترین حرفایی که باید بزنیم چیه؟؟

شاد باشید 

شادی هیچ قیمتی نداره و به چیزای قشنگ فکر کنید 

آینده شما حاصل افکار و رویای امروزتونه

________________________________

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

رموز موفقیت، تسلیم نشدن

ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ: 

«ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟»


حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ.»


سخنران: «ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»


حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»


سخنران: «ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»


حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»


سخنران: «ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»


حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»


سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»


ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ!»


سخنران ﮔﻔﺖ: «ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ!»


براى ماندگار شدن باید ایستاد و تسلیم نشد وگرنه فراموش میشویم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات

مانع پیشرفت


هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت: یک لاک پشت حسود...

 او یک نامه به هزارپا نوشت : ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.


 هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟

متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.


☆سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود .


(کتاب دنیای سوفی)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن عبیات